متن زیر خلاصه ای از کتاب ارزنده موج سوم نوشته الوین تافلر است. این کتاب در سال 1980 نوشته شده و در زمان خودش پرفروش ترین کتاب سال شده است. در این کتاب ابتدا تعریفی از موج اول دوم شده است.
اولین موج شامل کشاورزی و تحولات انسانی از شکارچیان به افراد ساکن شده در مزارع است. این کار انسان را از تلاش دایم برای امرار معاش رها ساخت و ثبات و امنیت لازم برای توسعه فنون و فنآوریها که مبنای تمدن امروز هستند را فراهم آورد.
موج دوم، انقلاب صنعتی است که دربرگیرنده حرکت به سمت روشهای تولیدی و سازماندهی نیروی کار است که جهان صنعتی مخلوق آن است. بهرهبرداری از مواد اولیه، تولید انبوه و کاربرد فزایندهتر فنآوری، رفاه و سعادت را برای کشورهایی به دنبال داشته که از عهده تغییرات لازم برآمده بودند.
موج سوم : يكي از بارزترين نشانه هاي موج سوم حذف منشيها در ادارات، بدليل مكانيزه شدن كاره.موج سوم باعث دگرگوني ماهيت كار گرديد يعني ديگر كارها به مكان وابسته نيستند و در هر مكاني شخص مي تواند كارهاي خود را انجام دهد ( تكنولوژي ارتباطات و كنترل از راه دور ) بنابراين، كارها دوباره به محيط خانواده بر مي گردند.عوامل بيكاري عبارتند از: 1- عوامل دروني مانند تنبلي و بي عرضگي 2- عوامل بيروني از سوي كارفرمايان مانند توزيع نابرابر ثروت، سرمايه گذاري كوته بينانه، حدسيات عجولانه و حكومت نالايق.كارمندان بيش از كارگران به سنت و خانواده پايبندند ولي از نظر فكري و رواني تحرك بيشتري دارن.فرهنگ خانواده هاي موج سوم: 1- افزايش مجردها 2- فرهنگ بدون بچه 3- خانواده هاي چند والدي در موج سوم انتقال كارها به خانه باعث اشتراك بيشتر زن و مرد در كارهاي يكديگر و درنتيجه ايجاد صميميت بيشتر مي شود و باعث ادغام و تفكيك ناپذيري زندگي خصوصي و شغلي مي گردد. معيارهاي جديد خانواده : عشق بعلاوه آگاهي، مسئوليت، انضباط و خصوصيات ديگري كه شخص بايد درمحيط كار داشته باشد.كودكان موج دوم، به واسطه مدرسه خود و كار والدين از كار جداً بودند ولي كودكان موج سوم از بچگي در جريان كارها خواهند بود و مي توانند در كارها پيشرفت كنند.موج سوم : تسريع در امر تصميم گيري براي رقابت و انتقال اطلاعات. تنوع و تغيير سريع محصولات در حقيقت، تلاش شركتها براي دست آموز كردن مشتريها، و ايجاد نيازهاي كاذب در وي و درنتيجه سود بيشتر از طريق عرضه كالاهاي گرانقيمت و اختصاصي مي باشد.در حقيقت كارها درحال متنوع شدن ( تخصصي تر شدن ) مي باشند و افراد فرديت بيشتري پيدا مي كنند و ديگر به راحتي نميتوان كسي را جايگزين كسي ساخت تحول محصولات در حقيقت باعث انبوه زدايي مي شود.
اغلب پیش بینی های این کتاب بعد از سی سال تقریبا داره واقعیت پیدا میکنه حتی تافلر گفته که ایران به واسطه افزایش قیمت نفت کشوری ثروت مند میشه نگارش این کتاب همزمانه با گروگانگیری کارمندان سفارت امریکا در ایران که در کتاب مطرح شده . در این کتاب شما با انبوهی از آمار و اطلاعات مواجه میشد
این کتاب در 647 صفحه توسط انتشارات علم به قیمت 6500 تومان منتشر شده است.
آلوین تافلر:
موج سوم به كسانی تعلق دارد كه فكر می كنند داستان بشری به انتها نرسیده و تازه آغاز شده است.
مجموعه ای كه در زیر آورده می شود تنها به نكات مهم و كلیدی كتاب اشاره خواهد داشت و مثالهای جالب، حوادث واقعی و آمارهای دقیقی كه نویسنده در توضیح و تكمیل نظرات و تحلیل های خود آورده، حذف شده است. بنابراین این مجموعه به هیچ عنوان بیانگر تمامی مطالب كتاب و مفاهیم عمیق آن نیست. امید دارم آنچه به طور خلاصه آورده می شود بتواند در خوانندگان عزیز و محترم – بویژه دانشجویان و دانش آموختگان كه آینده سازان كشور عزیزمان هستند –احساس شیفتگی نسبت به مطالعه اصل كتاب و سایر كتابهای این نویسنده ایجاد نماید تا با دیدی بازتر و صحیح تر، به استقبال فرداهای بهتر بروند.
قسمت هایی از یادداشت مترجم :
· موج سوم خواننده را در گستره ای وسیع از داده ها و عقاید و مسائل تازه قرار می دهد، به نحوی كه او را در تحلیل و درك آنچه در این جهان آشفته می گذرد یاری می كند.
موج سوم بینش ما را نسبت به خودمان و جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت. جامعه نگری خاص نویسنده تركیبی تكان دهنده از همه موضوعات میباشد كه بنیادی ترین فرضیات ما را متحول می سازد.
· موج سوم بر این مفهوم بنا شده كه تاریخ بشر دو انقلاب ( موج ) را پشت سر گذاشته، انقلاب كشاورزی و انقلاب صنعتی و اكنون در آستانه سومین آن، یعنی انقلاب الكترونیك قرار داریم.
· موج سوم توجه مارا نه به اهمیت نظم،بلكه به اهمیت بی نظمی وتصادف درتكامل پدیده ها معطوف میدارد.
قسمت هایی از پیشگفتار كتاب :
موج سوم به كسانی تعلق دارد كه فكر می كنند داستان بشری به انتها نرسیده و تازه آغاز شده است.
امروزه موجی قوی، بخشی عظیم از جهان را فرا گرفته و دنیایی عجیب و تازه برای كار و تفریح، ازدواج و پرورش اطفال، یا بازنشستگی خلق كرده است. در این فضای گیج كننده، بازرگانان برخلاف جریانهای نامنظم اقتصادی شنا می كنند. سیاستمداران دائما شاهد نوسانات محبوبیتشان در میان مردم هستند. دانشگاهها، بیمارستانها و دیگر سازمانها ناامیدانه با تورم درجنگند.سیستمهای ارزشی درهم می شكنند و فرو می ریزند. در همان حال قایق نجات خانواده و كلیسا و دولت با موانع و امواج خروشان در ستیزند.
با نظری سطحی به این تحولات خشونت آمیز، می توان علائم بی ثباتی و فاجعه را مشاهده كرد. ولی با یك دید وسیعتر حقایق بسیاری بر ما روشن خواهد شد و به وجود جریانی دیگر پی خواهیم برد. تحلیل خود را چنین آغاز می كنیم : بسیاری از تغییر و تحولات كنونی مستقل از هم و تصادفی نیستند و همه جزئی از یك پدیده گسترده ترند. یعنی غروب تمدن صنعتی و طلوع تمدنی نوین. تا زمانی كه به این رخدادها به صورت تغییرات مجزا بنگریم و وسعت و معنی آنها را نادیده بگیریم، قادر نخواهیم بود برای آنها پاسخهای منسجم و كارسازی پیدا كنیم. در این صورت به عنوان افراد، تصمیمات شخصی ما بدون هدف یا خویشتن باخته باقی خواهد ماند. و به عنوان دولتها، از منجلاب بحرانی به بحران دیگر می افتیم و بدون برنامه، بدون امید و بدون بینش به سوی آینده پیش خواهیم رفت. موج سوم كتابی است تركیبی در چهارچوبی وسیع. تمدن كهن كه بسیاری از ما در آن پرورش یافته ایم را توصیف می كند.و تصویری دقیق و جامع از تمدن نوین كه در حال شكوفایی است ارائه می دهد. این تمدن جدید و عمیقا انقلابی كلیه پیش فرضهای كهنه، روشهای كهنه تفكر، فرمولهای قدیمی و ایدئولوژیها را دگرگون خواهد ساخت. همانطور كه به كشف روابط تازه ای كه در حال شكل گرفتن هستند می پردازیم – رابطه بین الگوهای متحول انرژی و اشكال جدید خانواده – ناگهان متوجه می شویم كه بسیاری از همان شرایط كه بزرگترین مخاطرات امروز را ایجاد كرده اند – مانند نابودی در جنگ هسته ای، ركود اقتصادی، تعصب نژادی و... – راه گشای امكانات شگفت انگیز فردا خواهند بود. این كتاب با دیدی بسیار وسیع تمدن را به سه قسمت تقسیم كرده است. موج اوّل : عصر كشاورزی. موج دوم : عصر صنعتی. موج سوم : عصر ا لكترونیك. استعاره بزرگ این كتاب برخورد امواج میباشد. یعنی همانطور كه امواج با هم برخورد می كنند و با هم می آمیزند، در محیط ما هم تنش و تحول و تعارض ایجاد می گردد
مـــوج ســـوم :
· در عصری كه زندگی می كنیم تمدنی نوین در حال تكوین است و انسانهای بی بصیرت سعی دارند همه جا آنرا سركوب سازند.
· موج سوم با ازهم گسستن خانواده هایمان، متزلزل ساختن اقتصادمان، فلج كردن سیستمهای سیاسی مان و درهم شكستن ارزشهایمان بر همه ما اثر خواهد گذاشت. این موج همه روابط كهنه قدرت، مزایا و حقوق ویژه نخبگان در خطر گرفتار آمده امروز را مورد سؤال قرار می دهد. و در عین حال زمینه هایی را برای جنگ قدرت فردا فراهم می آورد.
· بسیاری از وجوه این تمدن درحال تكوین با تمدن صنعتی در تعارض است. این تمدن درعین حال كه به مقدار زیاد فنی است، غیر صنعتی نیز میباشد.
· برای تحلیل و درك مسائل جدید، به شیوه ای تازه برای شناخت و تحلیل نیاز داریم.
· یك روش برای بررسی تاریخ، توجه به ناپیوستگی های آن یعنی نوآوریها و گسستگی ها، میباشد. این روش الگوهای مهم تحول را به محض پدیدار شدن مشخص میكند،بطوری كه بتوان برآن تاثیر گذارد.
· برخورد موج سوم با نظامهای اقتصادی و نهادهای منسوخ موج دوم، همه كشورهای صنعتی موج دوم را دچار آشفتگی كرده است.
· كسانی كه در نظام كشاورزی ماقبل، منافع شخصی داشتند، در برابر صنعت مبارزه ای پس گرا را سامان داده اند.
· هرگاه سه موج با هم در یك جامعه پدیدار شوند و هیچ كدام هم بر جامعه مسلط نباشند، برخورد امواج پیش خواهد آمد و فهم و درك اتفاقات آتی مشكل می گردد. درنتیجه مردم بی هدف به دنبال شناخت خود و آینده، به هر دین و مذهب و تفكر جادویی برای هویت بخشیدن به خود پناه می برند.
· تعارض بین گروه های موج دوم و سوم در حقیقت برای كسب امتیازات باقیمانده نظام صنعتی رو به زوال می باشد.
· مسائل مهم جهان از قبیل غذا، انرژی، تسلیحات و جمعیت و... را در چهارچوب نظام صنعتی نمی توان حل كرد.
· صنعتی شدن، آیا وسیله ای برای آزادی از فقر و استعمار است یا وسیله ای برای وابستگی دائمی ؟
· در موج اوّل، زمین مبنای اقتصادی و زندگی و فرهنگ و ساختار خانواده و سیاست را تشكیل می داد و همچنین تعداد طبقات اجتماعی از قبیل اشراف، روحانیون، رعایا و رزم آوران مشخص بود.
· عمده جنگهای قرن نوزده در اصل تداخل بین موج اوّل و دوم بود. مانند جنگهای شمال و جنوب آمریكا كه در حقیقت مسئله مهم این بود كه قاره جدید صنعتی شود یا كشاورزی ؟ ( راه حل خشونت آمیز ! ). انقلاب 1917 روسیه نیز در حقیقت بر صنعتی شدن بود.هر تمدنی برای تداوم احتیاج به انرژی دارد. انرژی موج اوّل عبارت بود از نیروی عضلانی حیوانات، خورشید، باد، آب و درختان – منابع احیاء شدنی – انرژی موج دوم عبارت بود از ذغال، نفت و گاز ؛ یعنی سوختهای فسیلی.
· استخراج منابع از زمین باعث افزایش سرعت رشد اقتصادی می شد. درحقیقت نوعی كمك مالی پنهانی – سوبسید –
· ابزار ساخته شده در موج اوّل در جهت افزایش نیروی عضلانی انسانها بود. در صورتی
كه در موج دوم با اختراع ماشینهایی كه قادر به تولید دائمی ماشینهای جدید – ماشینهای تولید ابزار – بودند.
· موج دوم تكنولوژی را به جهتی نوین سوق داد. ماشینهای جدید نقشی بیش از تقویت نیروی عضلانی انسان را عهده دار بودند. زیرا آنها قادر به حس كردن، لمس كردن، شنیدن و دیدن بودند. آنهم با دقتی فراتر از دقت انسان.
· دستاورد موج دوم تولید انبوه بود. در نتیجه نحوه توزیع كالا متحول شد و دارای تكامل گردید. در 1871 اوّلین فروشگاه با صندوق دریافت و پرداخت افتتاح شد.
· در موج اوّل خانواده ها بصورت دسته جمعی زندگی می كردند و به صورت یك واحد تولیدی كار و كشاورزی می كردند ولی با تحول موج دوم، خانواده ها مجبور به تحرك شدند. تعلیم و تربیت كودكان تخصصی شد و مردها به كار در كارخانه ها پرداختند.
· طراحی الگوی آموزش و پرورش بر مبنای ساختار كارخانه ای و برای آموزش جوانان برای كار در واحدهای صنعتی بود. دروس اصلی این دوران 1- اطاعت محض 2- وقت شناسی و دقیق بودن 3- كار تكراری و طوطی وار بود.
· شركت سهامی، اختراعی برای گسترش نظارت اجتماعی بر دو نهاد آموزش و كارخانه بود. تكنولوژی موج دوم احتیاج به سرمایه های كلان داشت، بنابراین شركتهای سهامی با وجودی فناناپذیر به وجود آمد كه قابل برنامه ریزی بلند مدّت بود.
· در تكنولوژی موج دوم، تولید انبوه كارخانه به جریان یافتن انبوهی از اطلاعات نیاز داشت. و این انتقال اطلاعات به صورت شفاهی یا به كمك چاپارها امكان پذیر نبود. بنابراین اداره پست به وجود آمد و متكامل شد و همچنین تلگراف و تلفن اختراع گردید و سپس احتیاج به وسیله ای برای ارتباط یك مدیر باچندین هزار كارمند ویك فروشنده با چندین هزار مصرف كننده باعث پیدایش رسانه های همگانی شد.
· موج دوم از یك سو، نظام كاملا یكپارچه اجتماعی ایجاد كرد و از سوی دیگر وحدت اجتماعی افراد – افراد در یك چرخه تولید و مصرف ( مانند زندگی كشاورزی ) زندگی می كردند و مایحتاج خود را تولید می كردند.– را ازهم درید و درنتیجه شكافی نامرئی در دوجنبه زندگی یعنی تولید و مصرف ایجاد كرد.
· در موج اوّل گروه عظیمی مصرف كننده تولیدات خود بودند و فقط عده اندكی به تجارت تولیدمازاد، اشتغال داشتند.ولی درموج دوم اقتصاددوپاره شد. تولید كننده ومصرف كننده.
· هركجا كه تولید كننده و مصرف كننده از هم تفكیك باشند، مكانیزمی به نام بازار بین آن دو رابطه برقرار می كند.
· نتیجه جدایی تولید از مصرف : افراد به جای اتكا به مهارتهای تولیدی خود در رفع حوائج زندگی به بازار وابسته می شوند و در نتیجه حرص برای داشتن پول و اشیاء و كالا پیدا می كنند. درنتیجه علائق اجتماعی كاهش پیدا می كند.
· جدایی تولید از مصرف از یك سو یك شخصیت مطیع و منضبط و حسابگر به عنوان تولید كننده در افراد ایجاد می كند و از سوی دیگر یك شخصیت بی نظم و لذت بر به عنوان مصرف كننده. بنابراین در حقیقت ایجاد یك شخصیت دوگانه در افراد می كند.
· در موج اوّل كارها به صورت دسته جمعی و غیر وابسته توسط افراد خانه انجام می شد. ولی در موج دوم مردان در كارخانه مشغول به انجام كارهای وابسته و زنجیره ای بودند ولی زنها مشغول انجام كارهای خانه بودند. بنابراین بین زن و مرد شكافی به وجود آمد.
قواعد موج دوم ناشی از تفكیك تولید و مصرف :
1- استاندارد كردن : از میان همه راهها یك راه بهتر ( استاندارد ) و همچنین یك ابزار بهتر (استاندارد ) در یك زمان معین ( استاندارد ) برای انجام هر كاری وجود دارد. استاندارد كردن در حیقت برای بالا بردن كارآیی و بخشیدن جنبه علمی به كارها می باشد.
2- تخصصی كردن : از آنجایی كه استاندارد كردن باعث تنوع بیشتر در كالاها شد، تخصصی كردن باعث اتلاف وقت و نیروی كمتر در امر تولید گردید.
3- همزمان سازی : هم در كارگاه ها و واحدهای كوچك تولیدی و هم در مقیاس كلان بین كارخانه ها، در رادیو و تلویزیون، بیمارستانها، حمل و نقل و زمان خواب و بیداری افراد همزمان سازی ایجاد شد. ولی زنهایی كه در خانه مشغول كار بودند به دلیل دوری از چرخه تولید و نظام بازار این مسئله را درك نمی كردند درنتیجه این مسئله باعث افزایش شكاف بین زن و مرد گردید.
4- تراكم : جمعیت در شهرها متراكم شد. كار در كارخانه ها، تحصیل در مدارس، سرمایه در واحدهای تولیدی و سرمایه گذاری، صنعت در شهر های صنعتی و...
5- پیشینه سازی : اصل بزرگ طلبی – هرچه خط تولید یك كارخانه بزرگتر باشد، قیمت تمام شده برای محصول آن كمتر میباشد، درنتیجه این امر باعث ادغام كارخانه ها، مدارس و ساخته شدن بلندترین برجها گردید.
6- تمركز : این شیوه نوین احتیاج به یك مدیریت نوین داشت. تمركز یعنی جمع شدن قدرت در دست مدیران، دولت مركزی، بانكها و...
· انسجام دهندگان و مدیران وظیفه تعریف كارها، نقشها و پاداشها را دارند. برنامه ریزی، تعیین ضوابط، تشویق و تنبیه و همچنین ایجاد ارتباط بین تولید و حمل و نقل را انجام می دهند.
· درخواست مدیریت مشاركتی درحقیقت هجوم موج سوم به هرم قدرت موج دوم بود.
· كلیه كشورهای موج دوم، ابتدا قدرت نخبگان موج اوّل را از بین بردند و سپس یك نظام صنعتی ایجاد كردند.
· ماشین زدگی : بنیانگذاران انقلابی موج دوم، به علت ایمان كوركورانه به قدرت ماشین، نهادهای سیاسی اختراع كردند كه بسیاری از مشخصاًت ماشینهای صنعتی اوّلیه را برخوردار بودند.
· انتخابات : این توهم را گسترش می دهد كه سرنوشت و قدرت مردم دست خودشان است. این توهم امری برای بازگرداندن اعتماد به مردم است.
· برای همگامی با رشد واحدهای اقتصادی موج دوم، یك واحد سیاسی نیز مورد نیاز بود.
· ساخت اقتصادی جوامع موج دوم باعث یك تغییر بنیادی در آگاهی عمومی شد زیرا سطح تولید، از محلی به ملی ارتقاء پیدا كرد و افراد متوجه جهان بزرگتر شدند و از مرز روستاها فراتر رفتند.
· درك نیاز جامعه صنعتی به ملی گرایی باعث درك مفهوم دولت ملی برای عامه مردم شد.
· ملت یعنی تركیب یك نظام سیاسی منسجم با یك نظام اقتصادی منسجم.
· هرم قدرت نخبگان و در راس آن ابر نخبگان باعث ایجاد بنیانهایی برای مدیریت و تمركز مدیریت گردید و تبدیل به دولت مركزی شد و سیاستی برای كنترل ایجاد گردید.
· گسترش مرزهای سیاسی و اقتصادی باعث كسب بیشتر قدرت و ثروت بود ولی موانعی از قبیل تفاوتهای زبانی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی بر سر راه موجود بود و در ضمن كشورهای رقیب نیز وجود داشتند.
· گسترش راه آهن باعث گسترش قدرت دولت ملی در كسب اطلاعات و قدرت نظامی شد.
· تمدن صنعتی هر كشور با تمام قدرتش از خارج تغذیه می شود پس مجبور است سایر كشورها را در نظام پولی ادغام كند و آن نظام را به سود خود تحت نظارت درآورد.
· تمدن موج دوم نمی توانست در انزوا به زندگی ادامه دهد و محتاج منابع ارزان دنیای خارج بود درنتیجه مستعمرات برای تامین منابع مورد نیاز كشورهای صنعتی پدید آمدند.
· تخصصی كردن در بعد بین المللی و بین كشورها وجود دارد و همچنین تمركز نخبگان برای كنترل آن، باید تمام كشورها سود ببرنند ولی در عمل اینگونه نبود زیرا اكثر معاملات عادلانه نبود. یك طرف كشورهای سودجو و زورگوی موج دوم و طرف دیگر عمدّتا قبایلی كه ارزش مواد خام اوّلیه ای را كه در اختیار داشتند نمی دانستند و قدرت دفاع از خود را در مقابل تمدن صنعتی نداشتند.
· از طرفی ضعف شدید قدرتهای صنعتی جنگ زده باعث می شد كه مستعمراتشان برای كسب آزادی علیه آنها قیام كنند.
· مسئولیت تجدید سازمان و انسجام مجدد نظام موج دوم بعد از جنگ جهانی دوم را كشورهای آمریكا و شوروی برعهده گرفتند.
· صندوق بین المللی پول، كشورها را مجبور ساخت كه پشتوانه پول رایج خود را دلار یا طلا قرار دهند – چیزی كه آمریكا بیشترین آن را دراختیار داشت – بنابراین آمریكا فرصتی مناسب برای بدست آوردن قدرت، پیدا كرد.
· بانك جهانی نیز علاوه بر دادن وام به كشورهای جنگ زده، به كشورهای صنعتی نیز وام می داد تا با ساخت جاده، بندر و فرودگاه، انتقال مواد خام اوّلیه به كشورهای صنعتی سریعتر انجام شود.
· موافقت نامه عمومی تعرفه گمركی و بازرگانی با هدف تامیم تجارت آزاد، باعث بالا رفتن قدرت رقابت صنایع آمریكا در بازارهای جهانی شد و این امكان را به آمریكا داد كه در كشورهای موج اوّل كه دارای استقلال سیاسی بودند، برنامه ریزی كند. بانك جهانی در صورتی وام می داد كه كشور مورد نظر عضو صندوق بین المللی پول و موافقت نامه عمومی تعرفه گمركی بود درحقیقت انسجام دهنده سه نظام مذكور فوق بود درنتیجه یك واحد انسجام دهنده اقتصاد جهانی را پدید آورد.
· شوروی از نظام سرمایه داری آمریكا انتقاد كرد، غافل از اینكه اقتصاد خود را بر پایه جدایی تولید از مصرف بنا كرده بود و خود بخشی از بازار جهانی پول بود و محتاج یك بازار برای برقراری ارتباط بین تولید كننده و مصرف كننده بود و همچنین محتاج منابع اوّلیه ارزان كشورهای دیگر برای صنعت خود. درنتیجه شوروی هم درعمل مانند آمریكا عمل می كرد.
· شوروی درمقابل نظام منسجم آمریكایی شورای همكاریهای دو جانبه اقتصادی را برای اروپا ی شرقی ایجاد كرد.
· موج دوم بیش از تكنولوژی بازرگانی را همراه داشت و شیوه ای جدید برای تفكر درباره واقعیت را به وجود آورد و كلیه مفاهیم خدا، عدالت، عشق، قدرت و... را از نو تعریف كرد و فرضیات قدیم درباره فضا، زمان و علیت را عوض كرد.
· كلیه كشورهای در حال صنعتی شدن، دو جناح چپ و راست داشتند. 1- فردباوری و تجارت آزاد. 2- جمع باوری و سوسیالیسم.
· موافقین و مخالفین سرمایه داری مانند كاتولیك و پروتستان كه هردو از مسیح می گفتند، خواهان صنعتی شدن بودند.
· پیش فرضهای « واقعیت صنعتی » : 1- طبیعت یك شیء در انتظار استثمار شدن توسط انسان 2- ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد شایسته ترینند ( همینطور تمدن جدید كه قدرتمند است ) پس توجیهی برای ازمیان بردن نسلها و تمدنهای وحشی وجود داشت 3- پیشرفت ( تكامل ) : تاریخ به طور برگشت ناپذیری به سوی زندگی بهتر برای بشریت جریان دارد.
· تعریف جدید زمان در موج دوم : زمان خطی یعنی غیر قابل برگشت میباشد ولی در گذشته به صورت دایره ای بود یعنی هر روز یا هر سال تكرار می شد و عجله ای برای انجام كارها در میان نبود.
· تقسیم بندی زمان بسیار دقیق شد ( ثانیه ) و فضا هم تخصصی شد – محلهای مختلف برای بانك، پلیس و... – و واحدها تعریف شدند. استفاده از نقشه تفصیلی، استفاده از خطوط در طراحی منازل، مزارع و مسیرهای حركت
· در موج دوم اتم گرایی فلسفی همراه با اتم گرایی فیزیكی در جامعه و سیاست پیشرفت كرد.
· در موج دوم تمامی كهكشانها، جهان، مردم و جامعه قانونمند و قابل پیش بینی و برنامه ریزی هستند.
· مشكل جدید : 1- محیط زیست دیگر تاب تجاوزات صنعتی را ندارد. 2- دیگر نمی توان به سوختهای فسیلی اطمینان كرد. در نتیجه پیشرفتها در محدوده محدودیتهای مذكور صورت می گیرند. درنتیجه كشورهای صنعتی دیگر به سوخت و مواد خام اوّلیه و ارزان – حداقل برای چند دهه – دسترسی ندارند و باید آنرا خریداری كنند. درنتیجه كلیه سازمانهای موج دوم زیر فشار قرار می گیرند. درنتیجه كلیه نظامهای موج دوم و دولتهای موج دوم تحت فشار قرار می گیرند.
· كم كم نقشهای زیر در جامعه دوباره تعریف می شوند:
- كارمندان كه خواستار دخالت در امر مدیریت اند. معلمین كه خواستار دخالت در الگوی آموزشند. پلیسها كه خواستار دخالت در نحوه برقراری عدالتند. بنابراین مسائلی مانند 1- محدودیت منابع 2- نارسایی نظامها 3- تعریف مجدد نقش ها باعث ایجاد بحران در موج دوم می شوند و باعث ایجاد بی هویتی برای مردم می گردند. تخصص در موج دوم تحلیل و تجزیه گرانه بود نه تركیب گرانه – یعنی همیشه بدنبال تجزیه به عناصر اوّلیه بودند – بنابراین یك تصور پاره پاره از آینده را تداعی می ساخت. دو سوم انرژی مصرفی موج دوم از نفت و گاز تهیه می گردید.
· تكنولوژی های جدید از تركیب تكنولوژیهای گوناگون پدید می آیند. انتقال تكنولوژی و صنعت غیر اوّلیه و تخصصی به كشورهای در حال توسعه باعث ایجاد احساس نیاز در آنها و در نتیجه پیشرفت كشورهای صنعتی و ظهور علوم و تكنولوژیهای جدید می گردد.
· انقلاب تكنولوژیك موج سوم باعث ورشكستگی صنایع موج دوم گردید. موج سوم نظام اقتصادی و سرمایه داری و سیاسی مخصوصی احتیاج دارد. علومی كه ستون اصلی موج سوم را تشكیل میدهند عبارتند از: - الكترونیك 2- كامپیوتر 3-بیولوژیك
· موج سوم: جایگزین كردن لوازم پرمصرف انرژی با ابزارهای جدید كم مصرف.
· مردم در آغاز، در برابر موج سوم به دلیل ترس از عواقب بد آن ( تسلط ماشین بر انسان ) ایستادگی می كنند. مانند مبارزات مردم در برابر صنعت موج دوم. ولی اینبار تكنولوژی مهار شده را می خواهند زیرا مانند قبل فقیر و بی سواد نیستند.
· جامعه آینده چگونه باید باشد؟ در حال حاضر طرحها و امكانات فنی خیلی زیادند و نمیتوان روی همه آنها سرمایه گذاری كرد، بلكه باید بهترین آنها را با توجه به اهداف جامعه انتخاب نمود. یعنی باید تكنولوژی تحت تسلط جامعه و در خدمت جامعه باشد.
· تكنولوژی جدید و كم مصرف منطبق با نظام انرژی جدید، صنایع پویا و پیشرفته كه تحت كنترل از نظر آثار اجتماعی و زیست بومی قرار دارند و بر پایه دانش استوارند همراه صنایع نه چندان پویا ولی پیشرفته كه در مقیاس كوچكتر و انسانی تر عمل می كنند، برج فرماندهی فردا را تشكیل می دهند.
· موج اوّل افراد در محدوده خود ( خانه، مدرسه، كلیسا، مزرعه،... ) اطلاعات محدود و هماهنگ از محیط خود دریافت می كردند. موج دوم این جنبه ها را گسترش داد و با كمك رسانه های جمعی حجم اطلاعات بیشتر، و تنوع و گسستگی آنها بیشتر شد و اطلاعات زود گذر شدند و هر روز باید به روز شویم وگرنه از اجتماع عقب می افتیم.
· در نسل جدید رسانه های غیر توده ای ( رسانه هایی كه برنامه آنها برای عموم مردم نیست و برای عده ای خاص است ) باعث كاهش استفاده از رسانه های توده ای شده.
· سپهر اطلاعاتی : افراد به میل خود به اطلاعات مورد نظر خود، در زمان مورد نظر خود به اطلاعات دسترسی پیدا می كنند و دیگر در محدودیت زمان و مكان قرار ندارند.
· افراد و سازمانها برای شناخت یكدیگر احتیاج به اطلاعات دارند تا بتوانند باهم كار كنند و در مقابل هم عكس العمل مناسب انجام دهند و رقابت كنند. در نتیجه احتیاج به اطلاعات بیشتری می باشد.
· درموج سوم كامپیوترها به صورت متمركز نیستند وتوزیع شده میباشند و هوشمند ( Dai ).
· موج دوم در واقع قدرت عضلانی ما را افزایش داد و موج سوم قدرت مغز و تفكر و تصمیم گیری ما را افزایش داد.
· انواع حافظه : 1- فردی كه فنا پذیر است 2- اجتماعی كه راز تكامل بشر بوده است.
· عوامل 1- سواد 2- سپهر اجتماعی جدید باعث تحول در حافظه اجتماعی امروز گشته اند.
· موج دوم حافظه را گسترش داد ولی آن را ایستا و فرسوده و منجمد و جامد كرد.- با انتقال از مغز روی كاغذ- ولی موج سوم هم آن را گسترش داد و هم دوباره جان داد (كامپیوتر نیروی محرك تمدن)
· در كشورهای پیشرفته حجم كارگران كمتر می شود زیرا اوّلا صنایع معمولی به كشورهای درحال توسعه منتقل می شوند، ثانیا تكنولوژی باعث كاهش استفاده از كارگر و افزایش تولید می شود.
· دوره تولید در موج دوم طولانی مدّت بود ولی در موج سوم كوتاه مدّت است و كالاها عموما سفارشی خواهند بود.
· در كشورهای پیشرفته، تولید كالاهای كلیدی با حجم كم ولی تخصصی همراه با هزینه پژوهش سنگین انجام می پذیرد ( مانند Ic ها )
· پیشرفت انبوه زدایی باعث تولید كالاها برای هر شخص و به میل وی علت وجود دستگاههای سریعتر و ارزانقیمت تر می گردد. در حقیقت دوباره به كار انداختن نظام تولیدی موج اوّل با ابزارهای موجود در موج سوم.
· یكی از بارزترین نشانه های موج سوم حذف منشیها در ادارات،بدلیل مكانیزه شدن كارها.
· موج سوم باعث دگرگونی ماهیت كار گردید یعنی دیگر كارها به مكان وابسته نیستند و در هر مكانی شخص می تواند كارهای خود را انجام دهد ( تكنولوژی ارتباطات و كنترل از راه دور ) بنابراین، كارها دوباره به محیط خانواده بر می گردند.
· عوامل بیكاری عبارتند از: 1- عوامل درونی مانند تنبلی و بی عرضگی 2- عوامل بیرونی از سوی كارفرمایان مانند توزیع نابرابر ثروت، سرمایه گذاری كوته بینانه، حدسیات عجولانه و حكومت نالایق.
· كارمندان بیش از كارگران به سنت و خانواده پایبندند ولی از نظر فكری و روانی تحرك بیشتری دارند.
· فرهنگ خانواده های موج سوم: 1- افزایش مجردها 2- فرهنگ بدون بچه 3- خانواده های چند والدی
· در موج سوم انتقال كارها به خانه باعث اشتراك بیشتر زن و مرد در كارهای یكدیگر و درنتیجه ایجاد صمیمیت بیشتر می شود و باعث ادغام و تفكیك ناپذیری زندگی خصوصی و شغلی می گردد.
· معیارهای جدید خانواده : عشق بعلاوه آگاهی، مسئولیت، انضباط و خصوصیات دیگری كه شخص باید درمحیط كار داشته باشد.
· كودكان موج دوم، به واسطه مدرسه خود و كار والدین از كار جداً بودند ولی كودكان موج سوم از بچگی در جریان كارها خواهند بود و می توانند در كارها پیشرفت كنند.
· موج سوم : تسریع در امر تصمیم گیری برای رقابت و انتقال اطلاعات.
· تنوع و تغییر سریع محصولات در حقیقت، تلاش شركتها برای دست آموز كردن مشتریها، و ایجاد نیازهای كاذب در وی و درنتیجه سود بیشتر از طریق عرضه كالاهای گرانقیمت و اختصاصی می باشد.
· در حقیقت كارها درحال متنوع شدن ( تخصصی تر شدن ) می باشند و افراد فردیت بیشتری پیدا می كنند و دیگر به راحتی نمیتوان كسی را جایگزین كسی ساخت.
· تحول محصولات در حقیقت باعث انبوه زدایی می شود.
· در موج سوم شركت نیز دوباره تعریف می شود و شركتها علاوه بر سود آفرینی ( تنها وظیفه شركتهای موج دومی ) وظیفه دارند خود را در مقابل محیط زیست، مسائل اخلاقی، سیاسی، نژادی و اجتماعی مسئول بدانند.
· درحقیقت فشارهای موجود از قبیل 1- تحول در محیط فیزیكی 2- در تجهیز نیروهای اجتماعی 3- در نقش اطلاعات 4- در تشكیلات دولتی 5- دراخلاق باعث تعریف مجدد شركت می شوند.
· مدیر مؤفق و خوب كسی است كه اهداف چندگانه را تشخیص دهد و با وزن دادن به آنها بین آنها ایجاد ارتباط نماید.
· هدف جدید هر شركت : شركتها بایدبتوانندعلاوه برارائه یك گزارش مالی در انتهای هر دوره، یك گزارش اجتماعی نیز ارائه دهند. بنابراین نیاز به معیارها و ابزار جدید برای تهیه یك گزارش اجتماعی میباشند.
· كتاب قوانین امروز برپایه نظام اقتصادی انبوه زدایی شده، رسانه های غیر توده ای، خانه های جدید و موسسات اقتصادی با ساختاری نو تدوین می شود ( ضد قوانین موج دوم ).
· در موج سوم ساعت كاری شناوروانعطاف پذیرخواهد بود تا كارمندان بتوانند برای زندگی خود بهتر برنامه ریزی نمایند درنتیجه كارآیی افزایش خواهد یافت و غیبتها كم می شوند.
· در موج سوم افزایش كار به صورت نیمه وقت و شبانه خواهد بود. در حقیقت زمان در موج سوم انبوه زدایی و تخصص می گردد.
· البته انبوه زدایی زمان باعث تشدید تنهایی و انزوای اجتماعی می گردد و شخص باید برای دیدار دوستان خود برنامه ریزی كند.
· در موج سوم افراد بیشتر مایل به حفظ شخصیت فردیشان می باشند و تكنولوژی نیز در این راستا می باشد مانند لوازم صوتی و تصویری كه می توان توسط آنها برنامه های مورد علاقه را انتخاب كرد.
· كامپیوترایجادامكان ارتباطات همزمان وغیرهمزمان ودسترسی به اطلاعات را انجام میدهد.
· در موج دوم ماشینها همزمان بودند و انسان به قابلیتهای ماشین وابسته بود ولی در موج سوم شاهد جداسازی زمانی ماشین ها هستیم.
· كامپیوتر یك زمان سنج دقیق می باشد بنابراین واژه های جدیدی مانند وقت واقعی برای تنظیم سرعت جامعه تعریف می شوند.
· درموج سوم ذهن (تولید ومصرف) فراتر از استاندارد است وتولید ومصرف بصورت سفارشی در می آیند.
· در موج سوم شاهد عدم تمركز سیاست، در مدارس و مدیریت خواهیم بود.
· سازمانها به صورت ماتریسی درمی آیند ( در موج دوم هر فرد فقط یك رئیس مسئول داشت ) و هر نفر بیش از یك رئیس دارد.
· كوچك در چهارچوب بزرگ زیباست یعنی شركتهای بزرگ و واحدهای سیاسی تبدیل به شركتهای كوچك متصل به همدیگر می گردند. یعنی تحول د ربیشینه سازی.
· در موج سوم شاهد عدم تخصص گرایی خواهیم بود یعنی برای اینكه بدانیم چه می خواهیم لازم نیست حتماً متخصص باشیم.
· دركل موج سوم متحول كننده همسان سازی، تمركز، بیشینه سازی، تخصص گرایی و تراكم خواهد بود.
· در موج دوم دیوانسالاری مرسوم صنعتی یك سازمان غول پیكر، سلسله مراتبی، تغییر ناپذیر و دستورپذیر از بالا به پائین برای انجام امور تكراری و محصولات مشابه بود.
· در موج سوم راس هرم قدرت كم اهمیت تر شد و دیگر لازم نیست اجزا از طریق مركز با یكدیگر در ارتباط باشند و سازمانهای دوگانه یا چندگانه می توانند ساختار خود را بر حسب شرایط تغییر دهند.
· موج سوم : پیدایش نظام تولید برای مصارف شخصی مانند رواج معاینات معالجات ابتدایی توسط خود شخص.
· موج دوم : تولد اقتصاد نامرئی، كارهایی كه - تولیداتی كه - بدون داشتن دستمزد و برای خود شخص یا خانواده اش انجام می شود مانند كا رزنان در خانه.
· در موج دوم اقتصاد نامرئی كمتر از اقتصاد مرئی بود ولی اقتصاد نامرئی در موج سوم بیشتر می شود ( تولید برای مصرف شخصی ) و كم كم رابطه تولید نامرئی و مرئی متحول می شود.
· انجمنها و گروه های قارچ مانند برای كمك به یكدیگر در راستای خودیاری ( اقتصاد نامرئی ) ایجاد می گردند و سپهر اجتماعی را از نو تشكیل می دهند.
· رواج كار خود را انجام بده، بستگی دارد به: 1- تورم گرانی 2- در دسترس نبودن متخصص 3- تقلب و كلاه برداری تعمیركاران 4- افزایش اوغات فراغت.
· قانون عدم كارآیی نسبی : كاهش هزینه های كارهای خودكار وافزایش هزینه های كارها و خدمات دستی.
· انواع كالاهای كارخانه: 1- درون به بیرون – كه كارخانه طراح آن میباشد( موج دوم ) - 2- بیرون به درون - كه مشتری طراح میباشد ( موج سوم ) و بسیار سودآور است.-
· اموری از قبیل جنبشهای خودیاری، گرایش به انجام كارهای شخصی و تكنولوژیهای جدید باعث مشاركت بیشتر مصرف كننده در امر تولید میباشد.
· بازار نه سرمایه داری است ( با پول مبتنی بر سود ) نه سوسیالیستی( معاملات پایاپای ) بلكه براساس جدایی تولید از مصرف پدید می آید.
· تولید برای مصرف شخصی باعث تعریف مجدد واژه های كار، بیكاری، فقر، رفاه و... خواهد شد.
· بازار علاوه بر یك ساختار اقتصادی، شیوه ای برای سازماندهی انسانها و طریقی برای تفكر و منش قوی و مجموعه ایست از انتظارات مشترك، درحقیقت یك ساختار روانی.
· موج سوم یك جامعه فرابازاری است و بازار با توجه به تولید برای مصارف شخص و تكنولوژیهای ارتباطی برای ارتباط تولید كننده و مصرف كننده دوباره تعریف می شود.
· موج سوم : تعریف دوباره مقیاسها، روابط، طبیعت، تئوریهای موج دوم و... درنتیجه تعریف مجدد ادراك ما از تكامل و خود تكامل.
· متفكرین موج دوم : انسان به اوج فراگرد تكامل رسیده است. در حالی كه متفكرین موج سوم با داشتن تكنولوژی ژنتیك، خود به طراح تكامل تبدیل شده اند. یعنی مفهوم تكامل از بنیاد در حال تحول است.
· در موج سوم پیشرفت بشر بر پایه تكنولوژی یا ارتقاء سطح مادی نیست. درحقیقت پیشرفت یك راه مشخص نیست و معیار كاملی برای مقایسه پیشرفته تر نداریم. موج سوم پیشرفت رادوباره تعریف كرد.شاخص پیشرفت تنوع فراوان وغنای فرهنگهای بشری است.
· تعریف دوباره طبیعت، تكامل و پیشرفت باعث تعریف دوباره فرضیات بنیادی فضا، زمان، ماده و علیت شده است.
· موج سوم : جامعه گرایی و كل گرایی - برخلاف موج دوم كه فرد گرا بود-، دید سیستمی و یكپارچه نگاه كردن به مسائل - برخلاف موج دوم كه تحلیل و تجزیه گر بود-، ارتباط علوم مختلف با هم. همه علوم و مسائل یك كل واحدند و ما همه بخشی از یك سیستم واحد طبیعتیم. درحقیقت تعریف دوباره علیت یعنی عصیان فرهنگی علیه اصول فكری موج دوم.
· بازخورد منفی و مثبت توضیحاتی درباره جبر و اختیار دارد كه باعث پیشرفت عظیم فلسفی در عصر جدید شده است.
· در هر جهش یا تصادف پیش بینی راه یا محصول جدیدی كه به وجود می آید غیر ممكن است ( اختیار ) ولی بعد از تولید ساختار اوّلیه دوباره جبر حاكم می شود.
· افزایش بازخورد مثبت در یك مجموعه لزوما باعث تزلزل و از هم پاشیدگی آن نمی شود بلكه باعث تولید یك نظام و سیستم عالی تر و كاملتر می گردد ( تكامل ).
· موج سوم : فشار بر روی دولتها از دو جهت : 1- از بالا به پائین : تجزیه دولتها به دولتهای كوچكتر و خود مختار و آزادیخواه 2- از پائین به بالا : جای گرفتن در غالب موسسات و سازمانهای فرا ملیتی ( در تجارت جدید مرزهای سیاسی برداشته خواهند شد - قانون تجارت آزاد - ) این دو عامل با هم باعث تجزیه دولتها می شوند.
· جامعه روز به روز متنوع تر و گروه گروه تر می شود و نیازهای فردی و محلی مهمتر می شوند. بنابراین سیاست كلی دولتها كه با همه یكسان برخورد می كنند، باعث خشم و انزجار مردم و طلب جدایی خواهی می گردد و وحدت ملی دولتها را به خطر می اندازد. این تنوع ها و اختلافها به قدری كوچكند كه دولت مركزی نمی تواند از همه آنها آگاه شود و با آنها مبارزه نماید.
· برخی از مسائل نیز به قدری بزرگند كه یك دولت به تنهایی نمی تواند آنها را كنترل كند مانند اقتصاد به هم پیوسته، تورم، سیاستهای پولی، آب و هوا و... كه اثرات فرامرزی هستند. حتی فرهنگ ( تلویزیون ) نیز در این دسته از امور قرار دارد. درنتیجه شركتهای فراملیتی و جهانی برای حفظ منافع خود و فرار از قوانین محلی، فعالیتهای خود را از یك كشور به كشور دیگری انتقال می دهند و كشورهای میزبان را بجان هم می اندازند و همجنین به دلیل دارا بودن پول و تكنولوژی زیاد قادرند بر روی دولتها اثر بگذارند.البته انجمنهای فراملیتی مانند صلیب سرخ،انجمن حقوقدانان،دندانپزشكان و...نیز پدید آمده است.
· آیا صنعتی شدن به طریق مرسوم، تنها راه به سوی پیشرفت است؟ ( درحالی كه خود تمدن صنعتی به سكرات افتاده است ).
· زمانی كشورهای موج دوم مؤفق بودند - با ثبات و ثروتمند و درحال پیشرفت - ولی در اواخر 1960 بحران عمومی نظام صنعتی به مرحله انفجار رسید. اعتصابها، جنایت، ازهم پاشیدگی، مشكلات محیط زیست، بحرانهای انرژی و...
· پیش فرض ضمنی در تمدن موج دوم : ابتدا توسعه پیدا كن درنتیجه ثروتمند خواهی شد. ولی در كشورهای نفتی، تحریم اوپك باعث سرازیر شدن میلیونها دلار به سمت كشورهای نفتی گردید. یعنی اوّل پول و سپس انگیزه برای توسعه.
· با وارونه كردن احتیاجات موج دوم ( تشویق به ماندن در روستاها به جای كوچ به شهرهای صنعتی، خودكفایی و غذایی و تولیدات روستایی به جای تولیدات صنعتی در كشورهای فقیر ) ثابت شد كه انتقال تكنولوژی به كشورهای فقیر فاجعه آمیز است. دلایل: كمبود نیروی متخصص، احتیاج به مواد خام گرانقیمت و غالبا وارداتی. در نتیجه تكنولوژی جایگزین یا تكنولوژی نیمه پیشرفته برای كشورهای فقیر ابداع شد ( مثلاً چیزی مابین داس و كمباین برای جمع آوری محصولات )
· موج سوم : تولید نامتمركز، اندازه متناسب، انرژی احیا پذیر، از شهر بریدن، كار در خانه، تولید برای مصارف شخصی در حقیقت مانند موج اوّل ولی همراه با تكنواوژی موج سوم. درحقیقت موج اوّل و سوم با هم متجانس ترند تا با موج دوم. زیرا برای انتقال از موج اوّل به سوم، احتیاجی به صرفنظر از فرهنگ و سنت خود نیست در حالیكه شیوه های موج دوم باعث خرابی سنت و فرهنگ و آداب و رسوم گردید.
· موج سوم: استفاده از منابع احیاپذیر و متنوع انرژی ( انرژی هسته ای، انرژی خورشیدی و...) بجای سوختهای فسیلی.
· كامپیوتری كردن ( اطلاعاتی كردن ) به معنی غیر شخصی كردن روابط انسانی نیست.
· جامعه جدید احتماًلا به دور یك شبكه شكل خواهد گرفت و نه به صورت سلسله مراتبی از نهادهای جدید. یعنی همه نهادها دركنار هم خواهند بود.
· نیازهای اساسی هر فرد عبارتند از: نیاز به تعلق اجتماعی، به ساختار و به معنی.
· هر جامعه باید احساس تعلق فرد به اجتماع را در فرد ایجاد كند، در غیر اینصورت فرد احساس تنهایی می كند.
· در انبوه زدایی، تاكید بر روی تفاوتها ست نه شباهتها. درنتیجه فردیت افراد افزایش می یابد. بنابراین ایجاد ارتباط با افراد دیگر مشكلتر می شود.
· ساختار یعنی داشتن یك روال برای زندگی كردن، و معنی یعنی هدفدار بودن زندگی.
· تنهایی، فقدان ساختار و معنی و پوچی باعث روال بی سابقه كیش ها و فرقه های مذهبی گردیده است.
· افراد احتیاج به یك زندگی منظم و با هدف دارند. بنابراین نیاز به سازمانهایی با هدف كمك به افراد برای بهترزندگی كردن ورفع مشكلات اجتماعی آنها،بجای روان درمانی یابستری كردن آنها، احساس می گردد.
· منش اجتماعی عبارتست از آن بخش از ساختار شخصیتی افرادكه بین اكثر افراد جامعه مشترك میباشد.
· كارمندان موج سوم نیازهای چند بعدی دارند. ( 1- پول 2- فاصله منزل و محل كار 3- نگهداری از فرزندانشان و... )
حفره سیاه سیاسی : سیاست در همه جنبه ها (انرژی، محیط زیست، آموزش و پرورش و... ) بی ثبات و بدون برنامه مشخص فعالیت می كند درنتیجه اعتبار حكومتها و طرفداران و رای دهندگان كمتر می شود.
مردم فكر می كنند كه ضعف سیاسی موجود با جایگزینی رهبر فعلی با رهبر مدیر مقتدرتر حل می گردد. علت این تفكر غلط :
1- اقتدار همیشه كارساز است - دیكتاتوری دست كم نظم را می تواند برپا سازد -.
2- چون الگوی رهبری در گذشته كارساز بوده،در آینده نیز كارساز خواهد بود - رهبری در موج اوّل موروثی و پایبند هیچ قانونی نبود، در موج دوم رهبران با نخبگان سر و كار داشتند و می بایست دانا بودند و تصمیمات قانونی می گرفتند. در موج سوم احتماًلا همبستگی و احتیاج رهبری به مردم بیشتر می شود.
3- مشكل فقط یك مشكل پرسنلی نیست، یعنی فقط یك رهبر به تنهایی نمی تواند مؤثر باشد و از بحرانهای انرژی، تكنولوژی و.... جلوگیری كند.
موج سوم : تسریع امر تصمیم گیری. به دلیل كاهش زمان انتقال اطلاعات ( مثلاً بین تهران - واشنگتن ) و همچنین تسریع در همه امور ( جابجایی و اتفاقات سیاسی ) كلیه نهادهای كند موج دومی باید تسریع شوند.مثلاً هیچگاه یك خلبان، هواپیما را مانند ناخداهای قدیمی -كه از كتابهای دریانوردی استفاده می كردند- ازروی كتاب راهنمای پروازهدایت نمی كند.
موج سوم : انبوه زدایی باعث از بین رفتن هم رایی عمومی و درنتیجه نبود هدف ملی و نبود روحیه فداكاری و همكاری خواهد شد.
برای طرح ریزی یك قانون اساسی برای اجتماع آینده ما در مرحله طرح پرسشها ( طرح نیازها ) به سرمی بریم.
اوّلین اصل در نظام سیاسی جدید : قدرت اقلیت ( در حكومتهای موج دوم حكومت اكثریت یعنی دادن سهم بیشتر به طبقات كم درآمد كه اكثریت جامعه هستند ولی در موج سوم این گروه در اقلیت قرار دارند.) تبدیل اكثریت به اقلیتها معلول تنوع طلبی و باعث پیشرفت ابزار تولید می باشد.
افزایش تنوع باعث كاهش تنش و تعارض خواهد بود - اگر همه یك چیز مانند طلا را بخواهند سر آن دعوا می شود ولی اگر هر كس چیزی بخواهد زندگی مسالمت آمیز و همزیستی خواهیم داشت -.
رای گیری هیچگاه مشخص نمی كند كه یك اقلیت كی احساس خطر می كند یا كی موضوعی برایش اهمیت اساسی دارد تا آنجا كه باید برای نظریاتش اهمیتی بیش از حد معمول قائل شد.
در جامعه قدیم، اقلیتها فاقد قدرت استراتژیك لازم، جهت درهم شكستن نظام اجتماع بودند ولی در جامعه امروز كه همه اقلیت هستند دیگر این امر صادق نیست.
دومین اصل :دموكراسی نیمه مستقیم : بدون اتكاء به نمایندگان افراد،هر فرد خود نماینده خود باشد. ولی در این رابطه نیز مشكلات زیر وجود دارد :
1- احساسات مردم. باید صبر كرد تا احساسات مردم متعادل شود.
2- اطلاعات كم عامه مردم: باید كلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف برای عموم تشكیل شود.
· سومین اصل : توزیع تصمیم گیری :
1- انتقال تصمیم گیری از دولت مركزی به سطوح بالاتر مانند شركتهای فراملیتی.
2- انتقال تصمیم گیری از دولت مركزی به سطوح پائینتر مانند اقلیتها.
علت این مسئله این مطلب میباشد كه هر سازمان یا ارگانی تا حد معینی می تواند از اطلاعات استفاده كند و تصمیم درست بگیرد.
در پایان و برای سهولت بیشتر در امر دریافت تمام محتوا و مطالب کتاب موج سوم آقای تافلر ، جدول زیر بصورت بسیار خلاصه ارائه گردیده که برای هر خواننده ای خالی از لطف نبوده و در یک چشم انداز به ماهیت کتاب پی خواهد برد:
|
موج اول |
موج دوم |
موج سوم | |
|
سمبلها |
بيل ، گاوآهن، ماهيچه |
كارخانه، دودكش |
كامپيوتر |
|
ارزشها |
زمين، توليد، كشاورزي |
صنعت، تيتراژ توليد |
عقل، فرد، اطلاعات |
|
جوامع |
قبيله اي |
شهرنشيني، خانواده هسته اي |
فردي، سلولي |
|
حكومتها |
امپراتوري |
شكل گيري كشورها |
ضعيف شدن مرزها و كم رنگ شدن مليت |
|
انرژي |
آب، باد، درختان |
انرژي فسيلي، نفت و گاز |
برق، انرژي خورشيدي، انرژي اتمي |
|
زمان شروع و خاتمه |
800سال قبل از ميلاد تا قرن 17 |
از قرن 17 تا قرن 20 |
از 1950 تا 2010 |
|
نوع توليد |
توليد به اندازه مصرف |
توليد انبوه |
توليد متنوع براي مصرف |
|
سپهر زيستي |
هواي پاك و سالم محيط زيست سالم |
آلودگي هوا و درياها و نابودي جنگلها |
بسوي احياي محيط زيست و تناسب صنعت و محيط زيست |
|
سپهر فرهنگي |
قبليه اي، سينه به سينه و محلي |
فرهنگ انبوه |
انبوه زدايي فرهنگ |
|
سپهر اطلاعاتي |
اطلاعات پراكنده و ناچيز |
اطلاعات متمركز و در دسترس نخبگان |
اطلاعات متمركز تبادل اطلاعات بين نهادها |
|
خانواده |
خانواده گسترده و جمعي |
خانواده هسته اي |
از هم گسستن خانواده پيدايش خانواده هم افزود |
|
محيط كار |
كار در مزرعه جنگلي و كوهستان |
كار در كارخانه و شركت |
كار در خانه و تغيير محيط كارخانه و شركت |
|
نحوه و رابطه توليدي |
توليد كننده همان مصرف كننده است |
شكاف بين توليد كننده و مصرف كننده |
توليد براي مصرف شخصي |
|
شيوه انتقال خبر و اطلاعات |
مرداني با صداي قوي ناله ها و چاپارها |
پست و تلفن، راديو و تلويزيون، تلگراف، سينما، مطبوعات |
ارتباطات كامپيوتري (MAILE- E) مطبوعات الكترونيكي |
|
صنايع |
گاوآهن، چرخ، اختراعات ضروري |
زغال سنگ، راه آهن، منسوجات، فولاد، |
الكترونيك كامپيوتر، صنايع فضايي، صنايع اعماق درياها و صنايع بيولوژيك |
|
مهارت و تخصصي |
معدود افراد تخصصي دارند و اكثر كشاورزند |
افراد بيشتري مهارت دارند ولي اكثر كارگر ساده اند |
تعداد متخصصين از كارگران بيشتر شده است |
|
بازار |
محل مبادله كالا بدون هدف سوداگري |
محل خريد و فروش همه چيز حتي هنر و روح نيز معامله مي شود . |
بازار لا مكان است و از طريق شبكه هاي كامپيوتري تجارت انجام مي شود |
|
شيوه تعيين حكومت |
پادشاهي بدون اراده مردم |
حكومت اكثريت با اراده مردم |
حكومت اقليت دمكراسي نيمه مستقيم |
اندیشه ورزان گرامی؛ باافتخار حضور خود و ارائه نقطه نظرات سودمندتان در عالم رسانه ها و علوم ارتباطات و روزنامه نگاری و روابط عمومی، به ویژه عصر مدرن و متغیر رسانه های نوظهور وفناوریهای نوین امروزی به بحث و بررسی و تبادل نظر پرداخته، موجبات بهره مندی علاقه مندان فراهم آید.