X
تبلیغات
عصر رسانه ها - تحلیل محتوای رسانه
پرداختن موضوعی به علوم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی

جنگ روانی در همه مراوده های شخصی و جمعی بکار می رود٬همه ما می کوشیم که تاثیر مثبت در دیگران بگذاریم و یا با شگردهایی٬کسانی را از چشم دیگران بیاندازیم و از این طریق ذهن دیگران را دستکاری بکنیم.این عملیات که منجر به جنگ روانی می شود همیشه آگاهانه نیست و به صورت طبیعی در تعامل ها بکاربرده می شود٬چاپلوسی و خبر چینی - آنتن بودن در نظام اداری - بخشی از از این جنگ دیر پا است٬چاپلوس می کوشد دل رئیس را بدست آوردتا پست و یا وامی بگیرد.چاپلوس واژه هایی بکار می برد که هیچ ربطی به واقعیت ندارد و موضوع صدق و کذب نیست ولی در مخاطب تاثیر شگرف بر جا می گذارد.خبر چین هم با دادن اطلاعات دروغ و یا اغراق شده می کوشد کسی را از هستی بیاندازد و یا لااقل اعتبارش را از بین ببرد.

کسی تردید نباید داشته باشد که در انتخابات حجم بزرگی از جنگ روانی بکار برده می شود که دو کارکرد هم بیشتر ندارد: اول تخریب همه جانبه رقیب و دیگری به گونه ای از نامزد خود تصویر ارائه دهد که می تواند معجزه کند و ایده ال های همه را محقق کند.شناخت این ترفند و مکشوف کردن آنها وظیفه فوری روشنفکر مستقل است که نه از نامزدی دفاع می کند و نه بر آنست که کسی را تخریب کند ولی این وظیفه را در خود می یابد که مردم را با واقعیت آشنا کند تا آنها آگاهانه تر تصمیم بگیرند.لذا بر آن است در طول انتخابات مخاطب محدود خود را با شگردهای جنگ روانی آشنا کند و از این طریق به جای انحراف ذهن ها آنها را با دورنمایی دیگر آشنا کند.

یکی از شگردهایی که دو جناح به کار می برند استفاده از واژه نظام - همان رژیم سیاسی - برای بی اعتبار کردن نامزدی و یا معتبر کردن نامرد خود در اذهان است٬اگر طراحان جنگ روانی در جناح اصول گرا بر آنند که نامزدهای اصلاح طلب را متهم به عبور از نظام کنند و از آنها چهره غیر خودی نشان دهند٬بعضی از حاشیه نشینان اصلاح طلب که بین انتخاب رادیکال ترین صورت اصلاحات و یا نازل ترین و رسمی ترین صورت آن در نوسانند بر آنند با فرضیه سازی های موهوم و بر اساس شواهدی که خودشان نسبت به آن در تردیدند و برای خنثی کردن این بی شواهدی اعلام می کنند نمی توانند روی حدس خود شرط بندی کنند می کوشند با نشان دادن این موضوع که فلانی٬نامزد اصلی نظام است او را در بعضی از رای دهنده های مردد بی اعتبار کنند.

هر دو گروه برای اینکه در جنگ روانی موافق شوند به عمد واژه نظام را مبهم و در غبار نگاه می دارند تا بتواند هر مصداقی را عین نظام و یا مخالف آن نشان دهند.در هیچکدام از نوشته هایشان و یا سخنرانی هایشان نمی توان تعریف مفصل و یا نسبی از نظام پیدا کرد.آنها به عمد خود را به تجاهل می زنند که نظام را نمی توان به حد سلیقه این فرد و یا آن نهاد تنزل داد٬بلکه نظام مجموعه روابط و قواعد نوشته شده و یا پنهانی است که به صورت ساختاری تعریف می شود و به راحتی نمی توان آنها را تغییر داد.مثلا مسئله اصلی در نظام سرمایه داری و سوسیالیستی تعریفی است که از نظام پایه روابط تولید و مالکیت بدست می دهد و اگر این تعریف پایه حفظ شود همان اندازه هیتلر و بوش متعلق به نظام سرمایه داری است که مدافعان لبیرالیسم نرم مثل کوشنر وزیر خارجه فعلی فرانسه .

در نظام جمهوری اسلامی که برای دادن یک سمت کوچک مدیریتی٬ ده ها قواعد نانوشته شده وجود دارد و اگر کسی فاقد این مولفه ها باشد نمی تواند حتی در تخیل خود انتظار عنوانی را داشته باشد چطور ممکن است کسی تجربه رئیس جمهوری و وزارت در کارنامه خود داشته باشد و در حال حاضر بتواند از شورای نگهبان تائید صلاحیت بگیرد و مخالف نظام باشد*.هر کس وارد این وادی می شود تردیدی نباید داشت که بخشی از نظام است هر چند که با جناح مقابل خود سرسازگاری نداشته باشد.به این علت نامزدی نمی تواند ادعا کند عین نظام است و یابرآنست در مسند ریاست جمهوری از نظام عبورکند.هر ادعایی جز این بخشی از طرح فریب افکار عمومی است و بس و گزاره یی است که مثل همه ترفندهای جنگ روانی بیشتر از آنکه آشکار کننده باشد پنهانگراست و بر  آنست داوری فردی افراد را مخدوش کند.

*البته یکی از عجایب جامعه ما این است که می توان از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شد و حتی در دادگاه محکوم شد عضو تاثیر گذار نظام ماند.عجیب ترآنکه غیر خودی ها با هر اقدامی مثبتی در جهت حفظ نظام نمی توانند مجوز ورود به آن را بدست آورند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:3  توسط حمید ساوه  |